یک:
درون خشم تیره ی دستانم ... غم است ...
ای وای من ... که فرزند نوررا ... کشتم!
دو:
غفلت از حال تو کردم ....
انگار خوش بودی ...
...
رفته ام من ... از آن حالم ...
تو دلدار...
غمت صد ساله!!!
سه:
می توا بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 197 تاريخ: يکشنبه 29 تير 1399 ساعت: 1:22
یک:
نمیر!
میان ابرهای چشم من ... خورشید!
یک ثانیه رفتنت ...
مرا دیوا نه ی شب خواهد کرد!
دو:
سوز برف از لانه ی گنجشک ها ... نمی گذرد!
چه رسد به کلاه پشمی تو!
که هزار فکر داغ را ...
توی مغزت ... پنهان د بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 263 تاريخ: يکشنبه 29 تير 1399 ساعت: 1:22
ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 166 تاريخ: يکشنبه 8 تير 1399 ساعت: 4:16
یک:
بود... روی شانه ی من ... نشان پیامبری!
کندند مردم معتقدم!
چون شما... " یکی " به " هیچ" اعتقاد نداشتید!
دو:
ویران تر از چشم من ... دستگاهی پیدا نیست!
آباد ترین ملک جهان ... " صورت عشقم"... وای کو؟! بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 215 تاريخ: يکشنبه 8 تير 1399 ساعت: 4:16
یک:
پس از دویدنم ... توی گوش دیوار !... " لیلا وار"!
افتادی به خواب ... ولی دیگر..." سایه " می دیدی!
دو:
روی تخت ...
گلبرگ های " رز" خشکیده ...
از گرمای بی تنفس اتاق !
" آدم کو"؟!
درخانه های رفته از ع بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 198 تاريخ: يکشنبه 8 تير 1399 ساعت: 4:16